كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
634
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
وقايع ثلاث و تسعين ( و سبعمائه ) ذكر عزيمت سلطان آفاق به جانب تغماق « 1 » سلطان ممالك آفاق به عزم يورش دشت قبچاق تواچيان را به طلب لشكرها فرستاد و از ايشان مچلكا گرفتند كه روى دل هيچ آفريده نبينند و لشكر به سان قديم و جديد سوار و پياده ترك و تاجيك با آذوق و استعداد يك ساله از ولايات و احشام بيرون آورند . مقرّر آنكه هركس را چهار پاره سلاح كمان و سى عدد تير و كيش و قربان و سپر مهيّا باشد و ميان هردو كس اسبى خالى و كوتل « 2 » و هر ده نفر را يك خيمه و دو عدد بيل و يك كلند « 3 » و يك داس و يك اره و يك تبر تيشه و يك درفش و صد سوزن و نيم من به سنگ انبار ريسمان و يك چرم درست و يك ديگ برك باشد چنانچه هرجا عرض طلبند بنمايند و قولى همايون فرمود كه چون از تاشكند گذرند هر نفرى يك من آرد به سنگ انبار به يك ماه خورد و هيچ آفريده نان و كماج و بغرا و تتماج نپزد « 4 » و به بلماق اكتفا نمايد . « 5 » بر اين موجب قرار يافته ، حضرت صاحبقران قشلاق در تاشكند فرمود و منتصف صفر از يورت قشلاق جنبيده خواتين
--> ( 1 ) . ظف : « در پاييز همين سال سنهء اثنين و تسعين و سبعمايه صاحبقران گيتى ستان عزم نهضت همايون به جانب دشت قيچاق جزم فرموده . » ص 255 ( 2 ) . كوتل و كتل به معناى اسب يدك است . ( 3 ) . « كلند ، با اول و ثانى مفتوح سه معنى دارد : اول دستافزارى باشد مر گلكاران را كه بدان زمين بكنند و آن را كنند نيز گويند . » ( فرهنگ جهانگيرى ) . - در نسخ س ، ك : كلنگ - اين كلمه به صورت كلنگ ، به ضم اوّل ، امروزه نيز به همان معنا به كار مىرود . ( 4 ) . ظاهرا عبد الرزاق سمرقندى مطالب را پس و پيش از ظفرنامه نقل كرده ، زيرا از ظفرنامه چنين برمىآيد كه اين دستور را تيمور وقتى صادر كرده كه پس از چهار ماه « از ابتداى نهضت مبارك » در « اردوى همايون » بر اثر « كثرت شجعان و ابطال و بسيارى خيول و جمال تنگى و گرانى پيدا شد . » ظفرنامه ج 1 ص 361 - 360 ( 5 ) . ظف : « امرا جهت احتياط تجربه نمودند و از يك من آرد به سنگ انبار كه عبارت از هشت من شرعى باشد با اضافه به سبزيى كه آن را مطر گويند شصت كاسه بلماق بيرون آمد و مقرّر فرمودند كه لشكريان هريك به يك كاسه از آن قناعت كنند و بيشتر سپاه آن هم نمىيافتند . » ص 361